تبليغاتX
تپش باغ امید

تپش باغ امید

ادبی

ئانیمای شه ر(شعر لکی / ده هجایی)

خودا راست نماری خوو نه­کردین!
یه وژمانیم، دی کاری ترک هه­س؟
گِ رووژی هه­ر وه سو تاگه­ر یاواره
وه لا وژتا وتین داوی بکه­م مه
دیاتی­تر وه مه په­یدا نه­کردین؟!
دل ساده­م به­نامت بی چه بووشم!
ئه­را کولا ئومیدم تو رمانی؟
تو شیوانی وه یه­ک فکر و حه­واسم
سزرگه که­ت وه هاوارم خودا روو
که­سی هه­س تا بچم دامان بگرمی؟
مه­گه­ر نام خودا فه­ریاره­سم بوو

وه کووچی قسه­لت؟ هاکوو؟ نه­کردین!
ئه­را مه دی په­لاماری ترک هه­س؟
مه­ره شوونت نوی ویلان گلاره
خه­رووشی بوو وه چه­م خاوی بکه­م مه!
به­زایت نات؟ چو مینا نه­کردین؟
وه هیچ و پیچ خامت بی چه بووشم!
چنار قامه­تم بی­خود چه­مانی؟
تو به­دجووری برین ئاخ و هه­ناسم
خه­م و خوسه بیه کارم خودا روو
وه ئانیمای شه­ر سامان بگرمی؟
وه لا ئی شه­ر فرووشه گش­که­سم بوو

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 0:0  توسط سید آرمان حسینی آبباریکی  | 

مقاله/ شاهنامه

شاهنامه­سرایی در میان کُردان

چکیده

    شاهنامه­ی حکیم ابوالقاسم فردوسی در میان کُردان از جایگاه ویژه­ای برخوردار است؛ به گونه­ای که بسیاری از شاعران کُرد در مقام نظیره­گویی این اثر سترگ برآمده­اند. شخصیت­های مطرح شده در شاهنامه­های کُردی بیشتر هم­چون شخصیت­های اثر جاوید استاد طوس می­باشند؛ امّا از آن­جایی که در برخی از موارد، از حماسه­های دیگری نیز بهره برده­اند، بنابراین سخن از پهلوانانی چون جهانگیر، برزو، جهانبخش، تیمور، زنون،آذربرزین، رستم یک­دست و... به میان آورده­اند. در این مقاله سعی نگارندگان بر آن است تا ابتدا پیرامون شاهنامه­دوستی کُردان مطالبی ذکر نمایند، سپس در خصوص ویژگی­های شاهنامه­های کُردی اطلاعاتی به دست دهند. در نهایت نیز می­کوشند چند تن از حماسه­سرایان کُرد که بخش­هایی از شاهنامه­ی فردوسی و یا غیر آن را به نظم درآورده­اند، معرفی نمایند.

 واژگان کلیدی:  شاهنامه، فردوسی، ادبیات کُردی، شاعران کُرد.

توضیح: این مقاله در کتاب"شاهنامه پژوهی" دفتر سوم- مشهد: انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد ص ۱۹۵-۲۱۹ به صورت مشترک با دکتر نجم الدین جباری به چاپ رسیده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 14:5  توسط سید آرمان حسینی آبباریکی  | 

مقاله/ ناصر خسرو

ناصرخسرو و پیوند افکار او با اندیشه­های اسماعیلیه

 

چكيده

            ناصر خسرو از شعرا و حکمای قرن پنجم هجری بوده است .وی  در اثر خوابي كه در 42 سالگي ديده از كارهاي درباري و خدمت سلاطين بيزار گشته و سفري بي‌مقصد را شروع مي‌كند؛ تا اين­كه در شهر قاهره با المويد في­الدين شيرازي ملاقات كرده و توسط وي با دستگاه و خليفه‌ي فاطمي آشنا مي‌شود. بعد از مدتي توسط مستنصر بالله _ خليفه‌ي فاطمي _ به درجه «حجت» نائل گشته و براي تبليغ آيين اسماعيلي به خراسان باز مي‌گردد. ناصر خسرو در مدت اقامت در قاهره با انديشه‌هاي اسماعيلي آشنا شده و پس از مراجعه به وطن خود و البته سكونت در «يمگان» به ترويج اين عقايد مي‌پردازد. در اين مقاله سعي براین است تا نمونه هایی از انديشه‌هاي اسماعيلي- كه در دیوان ناصر خسرو برجسته است- به دست داده و سپس چگونگی دخل و تصرف وی در آن­ها را نمایان سازیم .

واژگان کلیدی:  ناصر خسرو، اسماعيليه، آفرينش، خرد، امامت، اختيار، تأويل.

* برای مشاهده متن کامل مقاله به مجله گیلان ما شماره۴۰ مراجعه فرمایید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 15:25  توسط سید آرمان حسینی آبباریکی  | 

مقاله پیرامون گویش لکی

                   نگاهی به ساختمان فعل در گویش لکی(صحنه و کنگاور)

    

چکیده

   گویش لکی یکی از گویش­های کهن و اصیل زبان کردی است که با سایر گویش­های کردی- که در شمار گونه­های زبانی ایرانی شمالی غربی جای گرفته­اند- نسبت  برادری دارد و نه پدر فرزندی؛ تا آن­جا که گویش لکی دارای برجستگی خاصی در میان سایر گویش­هاست و حالتی«زبان­گونه» به خود گرفته است. در این مقاله سعی نگارندگان بر آن است ابتدا پیرامون قوم لک و نیز گویش لکی اطلاعاتی به دست دهند، سپس ساختمان فعل در گویش لکی(مطالعه موردی: صحنه و کنگاور)­ را بررسی نمایند.

واژگان کلیدی: لک، گویش لکی، ساختمان فعل، صحنه و کنگاور.

*این مقاله  که به صورت مشترک با دکتر منوچهر تشکری کار شده است در تاریخ ۲۰/۲/۱۳۹۰ در همایش ملی سیر تحول ادبیات بومی لرستان در دانشگاه لرستان به صورت سخنرانی ارائه شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 15:22  توسط سید آرمان حسینی آبباریکی  | 

مقاله/ ادبیات حماسی

                                 ترسیم موقعیت حقیقی پهلوانان در شاهنامه

 

چکیده

    جایگاه شاهان در اندیشه­ی فردوسی، به طرد نابه­جای جایگاه پهلوانی نمی انجامد؛ همچنان که پهلوان پروری در فلسفه­ی او ، عکس این قضیه را در پی ندارد. مقاله­ی حاضر تلاشی در جهت روشن­سازی جوّ حاکم بر پهلوانان و شاهان در شاهنامه، تا پایان بخش پهلوانی است. نویسندگانی که در این خصوص قلم زده­اند، عمدتاً توجه خود را به یک سوی این ارتباط معطوف داشته­اند؛ در اغلب موارد، با خلط دو مقوله­ی جایگاه و ارزش، تلاش­ها صرفاٌ به برجسته ساختن نقش یکی از آن دو، مصروف داشته شده است. امّا در این مقاله سعی بر آن است تا دریافت ویژه­ی فردوسی در این خصوص، که همواره بر موضعی بینابین تاکید دارد، جهت ترسیم موقعیت حقیقی پهلوانان مورد بررسی  قرار گیرد.

واژه­های کلیدی: شاهنامه، پهلوان، شاه، جایگاه، ارزش.

توضیح: قبلا این مقاله به صورت مشترک در کتاب الکتریکی "پرنیان سخن"( پنجمین همایش پژوهش های زبان و ادبیات فارسی) در دانشگاه تربیت معلم سبزوار چاپ شده است.

+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1390ساعت 14:34  توسط سید آرمان حسینی آبباریکی  | 

مقاله/ فولکلور

                   مقایسه­ی باورهای عامیانه مردمان کُرد(کرمانشاه) و گیلک

چکیده

      فرهنگ عامه بیانگر زندگی توده­ی مردم است . در میان هر قوم و نژادی ، با توجه به محیط زندگی و میزان آگاهی آن قوم، باورهای ویژه­ای شایع و رایج است. بسیاری از این باورها ریشه در تاریخ و تجربیات نسل­های آن قوم داشته و بسیاری دیگر در اثر آمیختگی و تأثیر پذیرفتن از فرهنگ اقوام دیگر به وجود آمده­ است. در این مقاله سعی بر آن است تا ابتدا تعریفی از فرهنگ عامه و پیشینه­ی آن، وجوه مشترک فرهنگ عامه در نقاط مختلف و اهمیت و آسیب شناسی آن به دست داده و سپس باورهای عامیانه مردمان کُرد(کرمانشاه)، و گیلک، پیرامون مسائل مختلف، بررسی شود.

 واژگان کلیدی:  فرهنگ عامه، باورهای عامیانه، قوم کُرد، قوم گیلگ، کرمانشاه، گیلان.

توضیح: این مقاله به صورت مشترک نوشته شده است. برای مشاهده متن کامل مقاله ر.ک: فصلنامه گیلان ما/ شماره ۳۸/ ص ۱۴۱-۱۵۶.

+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1390ساعت 14:29  توسط سید آرمان حسینی آبباریکی  | 

مقاله

                  «تجلّی قرآن و حدیث در سروده­های غلام­رضا خان ارکوازی»

 چکیده

  غلام­رضا خان ارکوازی از شاعران نامی کُرد در قرن سیزدهم هجری قمری بوده است. سروده­های او سرشار از  مفاهیم قرآنی، حبّ اهل بیت(ع) و مضامین پربار عرفانی است. در این جستار سعی بر آن است تا به اختصار درباره­ی شاعر و زبان شعری او مطالبی ذکر شود؛ سپس تأثیر قرآن و حدیث در بخشی از سروده­های او بررسی می­گردد.

واژگان کلیدی: غلام­رضا خان ارکوازی، شعر کُردی، قرآن، حدیث.

برای مشاهده متن مقاله ر.ک: ماهنامه مهاباد/ شماره ۱۱۹/ بهمن ماه ۱۳۸۹

+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1390ساعت 14:19  توسط سید آرمان حسینی آبباریکی  | 

مقاله

 

                              "بررسی قافیه در سروده­های جلیل صفر بیگی"

 چکیده

  جلیل صفربیگی از رباعی­سرایان نامی کشور است. او به حق در رباعی، تحوّل عظیمی ایجاد کرده، تا جایی­که سروده­های او زبان­زد خاص و عام شده است. امّا در سروده­های او، خواننده گاه با عیوب قافیه مواجه می­شود. بدون شک صفربیگی، از علم قافیه به خوبی آگاهی دارد؛ به نظر می­رسد وی به دلایلی چون: هنجار­گریزی و یا تبعیّت از نحوه­ی قرار گرفتن قافیه در ادبیات کُردی و یا ترانه، آگاهانه برخی از قواعد قافیه را رعایت نمی­کند. هدف از نوشتن این مقاله، بیم هنجار­گریزی او می باشد؛ چرا که ممکن است سروده­های او با شکل حاضر - با وجود عیوب قافیه- برای خیلِ عظیمی از شاعران جوان الگو قرار گیرد. در این جستارِ مختصر، نحوه­ی قرار گرفتن  قافیه در گویش­های محلّی، ترانه و نیز ادبیات فولکلور بررسی می­شود؛ سپس با توجّه به علم قافیه در ادبیات رسمی فارسی، عیب­های قافیه در سروده­های شاعر به دست داده می­شود.

 

واژگان کلیدی: جلیل صفر بیگی، قافیه، عیب­های قافیه، رباعی، ترانه، ادبیات کُردی.

برای مشاهده متن مقاله ر.ک: ماهنامه مهاباد/ شماره ۱۱۸دی ۱۳۸۹

+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1390ساعت 14:14  توسط سید آرمان حسینی آبباریکی  | 

یواشکی به من بگو: دلت چه جور می­ زند؟   

                               دلت برای دیدنم مدام شور می­ زند؟!
 بگو چرا زمانِ ما فقط برای دو نفر
            

                            وفا نمی ­کند؛ همیشه حرف زور می ­زند؟
نه زورکی نمی­ شود بیا ببین که قلبِ من

                               تلپ­ تلپ برایِ تو ز راه دور می­ زند

به فکرِ حرفِ دیگران نباش، چون­که شاهِ دل

                             به رویِ دستِ شاهِ روسیاه، سور می­ زند
به جز نگاهِ تو، حضورِ دیگران برای من

                        به رنگ و شکلِ پیرمردِ بوفِ­ کور می­ زند

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم آبان 1389ساعت 21:28  توسط سید آرمان حسینی آبباریکی  | 

من، تو، ما چرا مدام چشم بسته ­ایم؟

                              در عزای آب­ و ­نانِ شب نشسته­ ایم؟

انتظار عادت همیشگی ­ماست

                           چشم را به روی آن­چه هست، بسته­ ایم!

ما گذشته ­ها طنابِ سخت بوده ­ایم

                           با وجود این به دستِ خود گسسته ­ایم

جای­ جای مغز ما نشسته گرد و خاک

                              مثل­ این­که در غبار دست شسته ­ایم!

«ما»ی ما شکسته، ما رفو نمی ­شویم

                            حرف دست نیست؛ ما ز دل شکسته ­ایم

بعدِ کار می­ توان شعار را نوشت

                                آه! ما ز حرف­ های مُفت خسته­ ایم

در حباب بکرِ رویِ سر نوشته ­است:

                               پوچ، پوچ، پوچ تا که دسته­ دسته ­ایم


+ نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 14:26  توسط سید آرمان حسینی آبباریکی  |